در حال بارگذاری صفحه
در تابلوخوانی سه باور خیلی معروف وجود دارد: «پول مردم عادی که وارد سهمی شود، قیمتش بالا میرود»، «صف فروش که جمع شود وقت خرید است» و «بازگشایی بعد از توقف فرصت است». ما در بورس سنج هر سه را با ۳ سال دادهٔ واقعی بورس تهران آزمایش کردیم. دوتای اول رد شدند، سومی هم قمار از آب درآمد — اما وسط راه یک چیز جالب پیدا کردیم.
مثل یک آزمایش علمی. سه سال معاملات بورس تهران را برداشتیم — ۷۱۷ روز کاری و هر روز حدود ۸۴۰ نماد. اول روزهای گولزننده را دور ریختیم: روزهایی که صف قفل بود، کد به کد یا معاملهٔ بلوکی شده بود، نماد تازه از توقف برگشته بود یا سود تقسیم کرده بود. در این روزها اعداد تابلو واقعیت را نشان نمیدهند. بعد پرسیدیم: «وقتی پول مردم عادی وارد سهمی میشود، آیا قیمتش در روزهای بعد بیشتر از بقیه رشد میکند؟»
برای جواب دادن، به هر سیگنال یک «نمرهٔ پیشبینی» دادیم که اسم علمیاش Rank IC است: اگر صفر باشد یعنی سیگنال هیچ چیزی از آینده نمیداند، و هرچه به ۱ نزدیکتر شود یعنی بهتر پیشبینی میکند. یک عدد کمکی هم هست به اسم p که میگوید نتیجه چقدر ممکن است شانسی باشد — هرچه کوچکتر، مطمئنتر.
سیگنال معروف «پول حقیقی وارد شده و قیمت هم ۱۰ روز افت کرده — پس وقت خرید است» را آزمودیم: آیا بازده ۱۰ روز کاری بعد را پیشبینی میکند؟
به زبان ساده: حدس زدن آیندهٔ قیمت از روی ورود پول حقیقیِ دیروز، مثل حدس زدن باران فردا از روی رنگ ماشینهای خیابان است. عدد را میبینی، ولی چیزی به تو نمیگوید.
داستان معروفش این است: سهمی چند روز صف فروش داشته، ناگهان با حجم سنگین باز میشود. تابلوخوانها میگویند «عرضه جذب شد، خریدار قوی آمد، بخر!» ما ۱٬۴۲۷ بار این اتفاق را در ۳ سال پیدا کردیم و حساب کردیم اگر همان روز، با قیمت پایانی میخریدی چه میشد:
اسم این کار در بازارهای دنیا «گرفتن چاقوی در حال افتادن» است: چاقو که از دست میافتد، وسط راه نمیگیرندش.
۳٬۰۴۰ بار بررسی کردیم که خرید در اولین روزِ بازگشایی بعد از توقف چند روزه چه نتیجهای داشته. بعد از ۲۰ روز کاری: بدشانسترین گروه ۱۴.۵ درصد ضرر کرده بودند، خوششانسترین گروه ۴۲.۷ درصد سود — و وسطِ وسط، فقط ۱.۱ درصد سود. وقتی نتیجه اینقدر پخش است و میانه تقریباً هیچ، اسمش فرصت نیست؛ بلیت بختآزمایی است.
هر شرکت بورسی ماهی یک بار گزارش عملکردش را در کدال منتشر میکند. ما نگاه کردیم پول مردم عادی در ۱۰ روز کاری قبل از انتشار این گزارش چه کار میکند. نتیجه عجیب بود: جهت پول قبل از گزارش، جهت واکنش بازار به گزارش را پیشبینی میکرد. انگار عدهای زودتر از بقیه میدانند گزارش خوب است یا بد.
صادقانه بگوییم: فاصلهٔ این دو گروه حدود ۱.۲۶ درصد در ۳ روز است — تقریباً هماندازهٔ کارمزد خرید و فروش. پس این یک ماشین پولسازی نیست؛ یک چراغ راهنماست که کنار بقیهٔ تحلیل معنا پیدا میکند. بر همین اساس فیچر «رادار گزارش کدال» را ساختیم: در صفحهٔ نمودار تابلوخوانی هر نماد، وقتی گزارش ماهانهاش نزدیک است، نشان میدهد پول مردم عادی در ۱۰ روز اخیر نسبت به کل بازار چطور رفتار کرده. فهرست زندهٔ همهٔ نمادهای نزدیک به گزارش هم در صفحهٔ «رادار گزارش کدال» جمع است.
سه باور معروف تابلوخوانی را با ۳ سال داده آزمودیم: پول حقیقی بهتنهایی هیچ چیزی پیشبینی نمیکند، خرید بعد از جمع شدن صف فروش بهطور میانه ضررده بوده، و بازگشایی بعد از توقف قمار است. تنها ردپای واقعی، حرکت پول در روزهای قبل از گزارش ماهانهٔ کدال بود — آن هم در اندازهای نزدیک به کارمزد معامله. این مطلب آموزشی است و توصیهٔ خرید یا فروش نیست.
نه به همین کلیت. در آزمونهای بورس سنج، پول حقیقی بهتنهایی و در سه الگوی رایج تابلوخوانی چیزی دربارهٔ آیندهٔ قیمت نمیگفت. تنها در روزهای نزدیک به انتشار گزارش ماهانهٔ کدال رابطهٔ واقعی و معنادار دیده شد.
در ۱٬۴۲۷ باری که این اتفاق افتاد، کسی که روز جمع شدن صف میخرید، بعد از ۲۰ روز بهطور میانه ۳.۳ درصد ضرر کرده بود. سهم حقوقیها از خرید آن روز هم بهطور میانه فقط ۱۲ درصد بود؛ یعنی داستان «حقوقی دارد جمع میکند» معمولاً واقعی نبود.
در صفحهٔ نمودار تابلوخوانی هر نماد، وقتی زمان انتشار گزارش ماهانه نزدیک میشود، نشان میدهد پول مردم عادی در ۱۰ روز کاری اخیر به این سهم وارد شده یا از آن خارج شده و این مقدار نسبت به کل بازار چقدر غیرعادی است — همان بازهای که در آزمون سهساله معنادار بود.
فاصلهٔ بهترین و بدترین گروه حدود ۱.۲۶ درصد در ۳ روز بود — تقریباً هماندازهٔ کارمزد خرید و فروش. پس بهتنهایی سیگنال خرید نیست؛ بهتر است آن را یک تأیید کنار بقیهٔ تحلیل ببینید.
این مطلب صرفاً جنبهٔ آموزشی و اطلاعرسانی دارد و بههیچوجه توصیهٔ خرید یا فروش نیست. تصمیم سرمایهگذاری و مسئولیت آن بر عهدهٔ خود شماست. پیش از هر معامله، تحقیق شخصی کنید و در صورت نیاز با مشاور دارای مجوز مشورت کنید.